بایگانی برچسب: اهل بیت

مادرش رفت ولی کودک ماند ….!! ( یا فاطمه زهرا )

در غروبی غمگین….

بین یک کوچه تنگ

مادری بود که دست پسر ِ خویش گرفت

راهی ره شده بود …. راه در پیش گرفت ….

سند باغ فدک بود به دستان بتول

راهی ره شده بود دخت والای رسول

از میان کوچه می رود با پسرش…

بی حیایی ناگاه راهشان را سد کرد

دست سنگین خودش بالا برد

و به رخساره ی مادر کوبید

مات و مبهوت حسن

آسمان دربند و زنجیر آمدی …؟ (تقدیم به موسی بن جعفر)

۱۴ سالی که در زندان اسیر

ای که قلبت در جوانی گشت پیر ..!!

گم نمودی روز و شب را سالهاست

بر تنت جای همه آزارهاست

تو همان شیر به بند افتاده ای

خسته بر مرگ خودت آماده ای

در قفس بال و پرت را چیده اند

در میان اشک تو خندیده اند ..!!

ای همای بال و پر قیچی شده

دست و پا زنجیر بهر چی شده

آسمان در بند و زنجیر آمدی ؟

مرغ افلاکی ز ...